تبلیغات
ℯϰ◎ ℓ@ᾔḓ - part 1 exo On the island of spirits
 
درباره وبلاگ


سلامـ منـ الیــ امـ
اکسوالیـ هستمـ
سهونـ عشقـ منهـ
قوانینـ رو رعایتـ کنینـ
نظر بدید زیادددددددددددددددد
خبـ دیگهـ زیادیـ زر زدمـ
بایـ گلمـ امیدوارمـ بهتـ خوشـ بگذرهـ

مدیر وبلاگ : ℯℓ☤ & ṧℯhüᾔ
نویسندگان
نظرسنجی
موزیک ویدیو و اهنگای اکسو رو بزارم؟؟؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بیوتــــــی وب

یه وب واسه دخیا و دوستام

جاوا اسكریپت


ℯϰ◎ ℓ@ᾔḓ





پوستر قشنگه؟؟؟؟

بعدا پوستر رو عوض میکنم

راستی الیکا جون ببخشید ولی من الان گذاشتمش

و با کمی تغییر دادن نوشتمش(خخخخخ کلا تغییرش دادم)

حالا برو ادامه

نه نه نرو وایسا

هرجا نوشتم مثلا از دید جسیکا وقتی که جسیکا یعنی من حرف میزنم یه خط شبیه این - میزارم
خودتون بدونید که ماجرا از دید منه

توجه کنید اسم من مثال بود

راستی اسم مانا به الیکا تغییر کرد
داستان از دید جسیکا(الی)

منیجر با داد و بیداد مثل گوریل های قرن 21 وارد خونه شد جوری که نزدیک بود خونه رو سرمون خراب بشه

منیجر با داد-بیدار شیددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

الیکا خیلی عصبانی-چی شده چرا داد و بی داد میکنی بیدار شدیم دیگه

انا پوکر فیس نگای منیجر کرد.منم هرچی فحش بلد بودم تو دلم نثار اون گوریل بی قواره کردم
بعد چند ثانیه همه بلند شدیم و رفتیم پایین

من کاملا منگ بودم حتی وقتی داشتم از روی پله ها میرفتم پایین نزدیک بود با مغز بخورم زمین

یکی یکی رفتیم و دستو سرتمونو شستیم

-پسرا هنوز خوابن؟

الینا-اره خوابن

-دلم میخواد کای رو با یه سطل اب یخ بیدار کنم

الیکا-من امادم...میخوام با این خپل ها کاری کنم که روز و شبشون بشه جهنم

الینا-دوست دارم سهون و چانیول رو با داد زدنو کتک بیدار کنم

انا-منم میام بریـــــــــــــــــــــــم

چهار تامون کاملا مسلح و با ابزارات پشرفته ی جنگ خانگی رفتیم تو اتاق پسرا

انا بالا سر سوهو و چن ایستاد...الینا بالاسر سهون...الیکا بالاسر چانی و من بالاسر کای بودم

الینا موهای سهون رو کشید و از روی تخت شوتش کرد پایین(واااااا الین چیکار سهونای من داری؟)

الیکا پتو رو از روی چانیول کشید و کتکش زد چانی هم بیدار شد ولی الینا هنوز داشت کتکش میزد چان هم چیزی نمیگفت(خاک تو سرت چانی..انقد زور نداری که با این نیم وجبی دعوا کنی)

انا با پس گردنی چن و سوهو رو بیدار کرد

منم سطل اب رو روی داداشم خالی کردم

سوهو-این چه کاریه؟؟..انگار تنتون میخواره؟؟

منو الیکا باهم دیگه-یس مستر سوهو(معنی:بله اقای سوهو)

سهون-ای کمــــــــرم...ای موهـــــــــام...الینا بزار دستم بهت برسه(در همین حال الینا برای سهون زبون دراورد و مسخرش کرد)

چانی-ای ای ای فک کنم نتونم تا 4 روز راه برم

کای-جسیکااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....منجمد شدم...قندیل بستم...دخترا امروز روانی شدن انگار

-میخواستی زودتر بیدار شی شوکولاتم

انا-حالا هم بیدار شید تا بلاهای بدتری سرتون نیوردیم

پسرا داشتن غر میزدن و بکی از همه بیشتر

شیومین-لی بیداررررررررررررررررررررررررررررررر شووووووووووووووووووووووووووو

لی-با....شه

-شیومین هیونگ خون خودتو کثیف نکن...لی اوپا عمرا بیدار نمیشه

رفتیم پایین و توی اشپز خونه یه چیز عجیبی دیدیم....چهار تا میز دو نفره توی اشپز خونه بود(چونکه خیلی خیلی اشپز خونه بزرگه همه چیز توش جا میشه)....و یه میز گنده ی 8 نفره وسط بود

بکی-چرا این چهار تا میز دو نفره اینجان؟؟

کریس-0__0 بازم این گودزیلای بد قیافه ی زشته احمق بی استایل که شبیه قیفه میخواد باهامون چیکار کنه0__0

لوهان-واااااااااااای یعنی میخواد چه بلایی سرمون بیاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منیجر یا بهتره بگم گوریل قرن 21 اومد تو اشپز خونه

منیجر-خب کسایی که میگم روی میز 8 نفره میشینن
چن-کریس-چانیول-دی او-ژیومین-لوهان-لی-تاعو

سهون-اولا:لی هیونگ هنوز خوابه دوما:پس ما چی؟؟

منیجر-مکنه حرف نزن..خب اینا که میگم پیش هم میشینن
الیکا و سوهو-انا و بکهیون-الینا و کای-جسیکا و سهون
خب شما باید همیشه اینطور بشینید

انا-اههههههههههههه من خودم دوتا داداش قل چماق دارم چرا باید پیش این چفت بشینم(خخخخخخخخ احترام زیر صفر درصد)

الینا-من داداشمو میخوام

الیکا-منم داداشیمو میخوام

-چرا باید جفت سهون بشینم وقتی داداشم اینجاس؟؟؟؟...(نگاه کای کردم و گفتم)خاک تو سرت یه حرفی بزن خو.....

منیجر-بسههههههههههههههههههههه بشینید سر جاتون درضمن انگار پسرا بدشون نمیاد اینطور بشینن(نگاه یکم بیش از حد گذرایی به پسرا انداخت)

الینا-پسرا بیخود کردن(بعدش خیلی اروم گفت تا منیجر نفهمه)تو هم خیلی بیخود کردی

غذا هارو گذاشتن جلومون..ما دخترا داشتیم با حرص به داداشامون نگاه میکردیم و دلمون میخواست سرشونو محکم بزنیم تو دیوار

"داستان از دید راوی"

جسیکا بی حوصله رفت سمت سالن رقص بعد جسیکا همه حمله کردن به سمت سالن
جسیکا و سهون جلوی همه ایستاده بودن و اروم حرکت های رقص رو انجام میدادن(اره دیگه منو سهونی مربی رقصیم...من مربی رقص دخملا...سهون مربی رقص پسملا)

به قول کریس اوپا گودزیلای بد قیافه ی زشته احمق بی استایل که شبیه قیفه اومد تو سالن و داشت عین جغد نگاهمون میکرد..............بعد 5 دقیقه رفت بیرون
و همه ولو شدن رو زمین

بکی-اهههههههه خسته شدمممممممممم

الیکا-تنبل هنوز چیزی نگذشته که اینجوری ولو شدی رو زمین

انا-دوست دارم بکی اهنگ Beautiful رو بخونه

بعدش نگاه مظلومی به بکی انداخت و بکی با دیدنش خنده ی ارومی کرد

انا-بکیییییییییییییی بخونش

بکی-باشه

بکی شروع کردن به خوندن:(متنش فارسیه ها فارسی اوردم کیف کنید اهنگشم اخرای این قسمت گذاشتم)

سلام، تو اومدی پیشم

عطـــــــر و بوی خجالتی خودت رو بهم میدی
در رویای مبهم من

تو میدرخشیدی ، برق میزدی
با یه قلب لرزون ، بدون اینکه بفهمم

به طـــــــرفت اومدم ، قدم به قدم

و کنار تو موندم
با لبخندت قلبم ذوب شد

وقتی چشممون به هم خورد

قلبم خیلی تند زد

اوه ، لبخندمو توی دلت به یاد بیار

هر روز چند دفعه بهش فکر کن

اوه ، یه حرفایی می خوام بهت بگم

تو زیبایی

ممنون که منو می بینی

من تو رو می بینم ، همیشه همونطـــــــور هستی

عطـــــــر قوی تو که منتظـرش بودم

عمیقا منو محاصره کرده

با این جاذبه ی قوی و عجیب

میخوام بالهامو به طـــــــرف تو باز کنم 
قلبم با لبخندت ذوب میشه

وقتی چشممون بهم میخوره

قلبم تند میزنه

اوه ، توی روز بهاریت واست آهنگ میخونم

هر روز چند دفعه بهش فکر کن

اوه ، این فکریه که من درموردت میکنم

تو زیبایی

وقتی از دیدنم خوشحال میشی

قلبم بال بال میزنه

انگار دارم روی ابرها راه میرم

مثل جادو ، یه قدم دیگه به طـــــــرفت برمیدارم

فصل من و تو دوباره از راه رسیده

میشه اینو یادت بمونه؟

اوه آره ، همه ی شب

من خیلی خوش شانسم که تو رو دیدم

اگه دوباره همو ببینیم ، می خوام بهت بگم

به طـــــــرفت پرواز میکنم ، کنار من بمون

تو زیبایی

همه براش دست زدیم و ............


خب تمومید
بچه ها ببخشید ولی قسمت اولش خیلی بی مزه بود بخاطر همین تغییرش دادم
و البته بازم بی مزس

خب اینم اهنگ بیوتیفول که متنشو اون بالا نوشتم از بکهیون که برای فیلم EXO next door خوندش
[]
بای بای




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 4 آبان 1395 :: نویسنده : ℯℓ☤ & ṧℯhüᾔ
نظرات ()
جمعه 5 آذر 1395 03:31 ب.ظ
خشنگ بود هانی
ℯℓ☤ & ṧℯhüᾔ میسیییییییییییییییییییییییی هانی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر